هر چه ایخوم اسمتهِ یادُم بَرُم تا نیتَرُم
بی تو پا پا ایکُنُم تا هی بِرُم تا نیتَرُم
تا کسی تِی خوش نَگهِ سی هُمدُرنگت مُردمه
هر چه ایخوم تا که واپوشُم سِرُم تا نیتَرُم
بی تو هر رو حال و روزُم مثل تَش زِر چاله یِ
تَش گرُهتُم تا دِرِی مِن خاطِرُم تا نیتَرُم
نادنهِ صد درد بی درمون وَ ایی ریشِی دلم
تا خَوَر ناوُم وَ حالِ جیگَرُم تا نیتَرُم
بس که بَردَم زَن همهِ بُی گَپ که تا هوشی بیام
زورکی کِردِن کُنارِ بی پَرُم تا نیتَرُم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
دل خوشی اصلا ندارد این دلِ غمگین من
می شود هم بعد از این تنها شدن آیین من
مثل خرمایی که رویِ قبر یک دُر دانه است
تلخ خواهد شد تمامِ لحظه ی شیرین من
دست هایت را که دیدم توی دست دیگری
با خودم گفتم دروغست ای دل خوش بین من
دست هایت را نگیر از من که کم می آورم
گرمیِ این دست هایت می شود تسکین من
مثل بیماری که در بخشی قرنطینهِ شده
هیچ کس دیگر نمی آید دمی بالین من
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
هر چه باشی آخرش یک روز خامت می کنم
آخرش شرمنده ی مهر و مرامت می کنم
سر کش و مغرور باشی بی تفاوت بگذری
هر کجا می بینمت بازم سلامت می کنم
پرسه هر شب می زنم با دل حوالی های تو
چون غزالی تیز پا با مهر رامت می کنم
گر چه می دانم دلت با دیگری دل گرم هست
خانه ی گرمِ دلم را هم به نامت می کنم
آخرش هم دست هایت سهم دستم می شود
چشم هایم را دلم را فرش راهت می کنم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
توی کفشای تو هم ریگه برو
برو با هر که دلت میگه برو
تو رو پس می زنم و می میرم
انتقامم رو ازت می گیرم
به خیالت منو می پیچوندی
توو حقیقت منو هی می روندی
دلمو می کُشم اما تو بدون
لایقِ من تو نبودی تو.... همون
تو کجا لایق عشقم بودی
تو منو این همه هی آزردی
بعد من از غم من می میری
با خودت قسمت خود درگیری
دل من ساده نبود عاشق بود
دل تو این همه نا لایق بود
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
تو کردی هر چه بد بی بُی دلِ ایما دلت ایخه
خیالت نی بسوزم روز شو تی نا دلت ایخه؟
خوت ایدونی وُ احوالت ندارهِ ارتباطی وَم
تو نیترسی خوتهِ هر رو بکن رسوا،دلت ایخه
زمون واگشته سی ایی عشق آدم هم دَ نیمیره
مثالِ مو که دل کَندُم پُرِ هم تا دلت ایخه
نه ایخوم عاشقت وابُم نه ایخوم عاشقم وابی
جفا کن تا بسوزهِ عشق ایی دنیا دلت ایخه
خومم لیلی خومم مجنون چه بهزِ عاشقی بُی خوم؟
دِ پا بندت نیابو دل بِره هر جا دلت ایخه
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
نمانده چیز که تا بچه گانه گریه کنم
که دست غصه بَرَم زیر چانه گریه کنم
شنیده ام که خبر از رسانه می شنوی
کجا رسانه که تا در رسانه گریه کنم
رفیق هم که برایِ خوشی رفیق شود
کجا رَوَم که کمی دوستانه گریه کنم
دلم پر است پر از درد از زمانه ی خود
کجا؟ کنار چه کس از زمانه گریه کنم
در آشیانه ی خود هی نظاره می کنی و...
نصیب من شده بی آشیانه گریه کنم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
می خرم بدنامی ام را طبل رسوای تو چند؟
تا نباشم بیش از این ها محو و شیدای تو چند؟
نرخ دارد هر چه در دنیای مان موجود هست
نرخ اخراجم از این گنداب دنیای تو چند؟
خسته ام از بودنت از بودنم در پیش تو
این که بیرونم کنی از فکر و رویای تو چند؟
بویی از دلدادگی اصلا نبردی ظاهرا
تا رَوی از پیش من هو هو و هیهای تو چند؟
یا برو یا تا رَوَم چون هر دو دارد سود هم
می خرم هر چیز باشد نرخ سودای تو چند؟
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
بعد باران هر زمین باغ و گلستان می شود
لاله و سنبل، صنوبر هم فراوان می شود
میم را از مشکلاتِ زندگانی حذف کن
گر بخندی دیو غم در بند و زندان می شود
هر چه باشد مشکلاتت بیشتر در زندگی
لذت وقتِ رهایی هم دو چندان می شود
گر نباشد تلخ کامی شور شیرینی کجاست
گر چه آدم وقت غم ها خسته از جان می شود
صبر باید کرد وقتی زندگی هموار نیست
صبر باشد، زندگی هم سهل و آسان می شود
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
چقدر کرد خیانت چقدر کرد انکار
بی وفا بودن او شد همه شب هی تکرار
عشق بازی شده جمعی و گروپی باهم
مرده غیرت،شرف و شرم و حیامان انگار
هر قدر رو دل من رفت و زیر آبی دید
دیده در عشق دو رویی دل ما ها بسیار
هیچ کس وقت عمل اهل وفاداری نیست
گوش بهِ حرف بدونِ عملی هم نسپار
عاشق آن است که باشد دل او با یک کس
نه کسی کهِ بشود با همه هر شب دلدار
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
شورِ رهایی های بعد از بند و زندانی
یعنی که پشتِ سختی و درد است آسانی
وقتی که پشتت را رفیقی سخت می گیرد
یعنی که یارت می شود امواج کیهانی
وقتی که تویِ ناخوشی حال خوشت باشد
یعنی برایش مثل الماسی درخشانی
باور بکن آینده از دیروز بهتر است
آینده ای بهتر از این احوال الانی
یک مرد می سازد،شرایط های جان فرسا
چون ناخدایِ لایقی دریای طوفانی
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
عاشقش بودم و هی زخم زد اندیشه نکرد
با وفا بودم و او مهر و وفا پیشه نکرد
آن چنان کَند مرا از سر راهش که دگر
بعد او با غم و دردش دل من ریشه نکرد
آن چنان فرق سرم زد غم دل کندن او
بی ستون کَندن فرهاد و دل تیشه نکرد
بی هوا داد دلش را به کسی غیر از من
'عاشقش بودم و هی زخم زد اندیشه نکرد'
آن چه این عشق به جان و دل آدم ها کرد
زهر تریاک و کراک و نخ و هر شیشه نکرد
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
چه خشهِ خنده ی دل لحظیَلِ آخر بو
لویَلِ عاشق و معشوق هَمش پر پر بو
چه خشهِ رو بکنی شونه وَ شونِی یارت
بزنهِ نم نم بارون و خیابون تَر بو
گرم با یَک بِگِرین دهسله مِن دهسله یَک
قلبتون مُحکَمِ ایی بیدن و پُر باور بو
بُکُنی شالته دورِ سر او گردن گُل
تا کُنِش گرم مِثِ تِش زِرِ خَهکستر بو
مثل او رعیته پیری که بِوینه کُرِ خوش
وُ کُرِ خانِ ولاتش سَر و گردن سر بو
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
چه شِرین بُگذَره یا تحل دَ سر ایکُنه دل
درد و دل وِی تو وِ دیوار وُ در ایکُنه دل
مث مرغی که بگیرن یه شویی جیجشه وَش
ایزنهِ هی خوشه دنیای دَمر ایکنه دل
چی گُلویی که تشی دور بَچَش افتاده
وَ غمش هی شو وُ رو فکر خطر ایکنه دل
خاطرت جمع وُنم حال دلم یابه یه شو
آه سر ایکَشه و ناله اثر ایکنه دل
چی مریضی که جوابِ رَدِ وَش داده بُوِن
نا امیدم وَ تو وُ عشق گذر ایکُنه دل
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
تمام زندگی ام غصه است و غم بار است
نگفته ام چقدر ها نصیب من ،آزار است
از این زمانه دلم را اگر که بشکافند
برای مردم این جا غمم اسفبار است
جواب مهر و وفا ظاهرا که تنهایی ست
کسی که مهر به ورزد همین سزاوار است
مرا شبانه که در خواب رفته اند مردم
به گور غم بسپارید که یار و دلدار است
مثال مرغ که پر پر زند ز بی آبی
نمی کُشد که مگر غصه دست بردار است
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
جفا کردی بکن باور تو را یادم نمی آید
خودت کردی مرا پر پر تو را یادم نمی آید
بمیرم هم اگر از شدت این درد تنهایی
نمی خواهم دگر یاور تو را یادم نمی آید
نفهمیدی وفاداری اساس عشق بازی بود
چنین شد عشق مان یک سر تو را یادم نمی آید
تو رفتی و تمامِ خاطراتت شد فراموشم
فراموشم شدی دیگر تو را یادم نمی آید
نبینم آن کسی را که مرا نا دیده می گیرد
خودت می خواستی آخر،تو را یادم نمی آید
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
تو که باشی پیشم
شب یلدای منه
توی آغوش تو هم
اون شبِ جای منه
شب یلدای همه
یه شبِ اما من
همه شب یلدامه
با تو ام شیدا من
تو که باشی پیشم
همه شب دلشادم
توو قفس با تو برم
بخدا آزادم
تو اناری سرخی
قندی و شیرینی
هر کجا باشم من
من و تو می بینی
تو کنارم هستی
شب یلدای منی
تا بفهمن مردم
همه دنیای منی
توو زمستون با تو
گرم کاشونه ی دل
مثل کاخی میشه
با تو این خونه ی دل
تو که باشی پیشم
شب یلدای منه
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
آمدی# تا چشم هایت خون به پا امشب کند؟
کوچه ی ما را به خون عاشقت رنگین کنی؟
هر چه فن بودی بلد بردی به کار وقت خودت
جنگ داری؟آمدی ما را به روی مین کنی؟
آمدی تا لحظه هایی که تمنا می کنم
مرگ خود را در نبودت،با دلت آمین کنی؟
آمدی تا با دیدنم در آتش عشق خودت
کوچه ی قلب خودت را بیش از این آذین کنی؟
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
مو مریضِ تِیَلهِ کال تونم ایدونی؟
تیر عشقت وَ دلم زه وَ سرم وا ویلا
نفسُم ایره وُ بُی زور وَ بالا دَر اِیا
شوپری نیزنه پَر دور و وَرُم وا ویلا
وَر نظر مانی و بُی خوم وَ کَنجارم باز
عشق تو کرده وَ تهِ کور و کَرُم وا ویلا
وَ سَرُم ایزنه تا ری وَ بیابون بزنم
تَوَرِ عشق تو خردهِ کَمَرم وا ویلا
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
کنارِ کسی بودی و با نگاهت
نشستی و کردی مرا هی نظاره
تو می خواستی تا بسوزم به عشقت
که آتش به جانم زند هی شراره
شدم عاشق اما نبود عاشقِ من
شکستِ بدی خورده قلبم دوباره
همین را تو می خواستی هم مگر نه؟
تماشا بکن غصه ی قلب پاره
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
رود من بودی و اما ره دریای دگر
مثل یک ماهی افتاده جدا از رودم
همه اش بوی خیانت به هوا می پیچید
نفرِ سوم یک رابطه ای می بودم
تا که دیدم نفسِ گرم کسی دیگر هست
مثل آهن نم باران زده ای فرسودم
هر که حقِّ دگری خورده به دل پس داده
شده پاشیده ز هم راحت تار و پودم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی